السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
251
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
كه تا بىنهايت مىتوان آن را تقسيم كرد ، براى رفع اشكال كافى نيست ، زيرا سطح كوچكى چون كف دست ، گنجايش كوه را ندارد ، گرچه قابل انقسام به اجزاى نامحدود باشد . در جواب گوييم : حقيقت - همانطور كه خواهد آمد « 1 » - آن است كه تصورات جزيى ما مادى نيستند ، بلكه تجرد مثالى دارند ، بدين معنا كه فاقد خود مادهاند ولى آثار ماده را ( يعنى مقدار ، شكل و مانند آن را ) دارا هستند ، و لذا اين صور در مرحلهء تجرد مثالى نفس تحقق مىيابند ، بدون آنكه در يك جزء از اجزاى بدن و يا قوهاى كه متعلق به يك جزء از بدن است ، نقش بسته باشند . ممكن است بگوييد : پس چرا هنگام احساس يا تخيل چيزى ، فعل و انفعالاتى در بدن رخ مىدهد ؟ در جواب گوييم : اين فعل و انفعالات ، مقدماتى هستند كه به وسيلهء آنها نفس براى حصول اين صور نزد خود آمادگى پيدا مىكند . حاصل اشكال پنجم آن است كه نظريهء وجود ذهنى ، مستلزم انطباع بزرگ در كوچك است ، به دليل آنكه ما امورى عظيم و پهناور ، مانند كوهها ، درياها و دشتها را تصور مىكنيم و بنابر نظريهء وجود ذهنى ، آنچه به ذهن مىآيد با خارج مطابق مىباشد ؛ در نتيجه هنگام تصور يك كوه مرتفع ، صورتى از آن كوه كه دقيقا مطابق با آن است در يك جزء عصبى و يا يك قوهء ادراكى - مانند قوهء خيال - كه به مراتب كوچكتر از آن است ، منطبع مىگردد . دفع يك توهم ممكن است گفته شود : انطباع مقدار بزرگ در مقدار كوچك مانعى ندارد ، زيرا منطبع فيه - يعنى مقدار كوچكى كه مقدار بزرگ در آن منطبع شده - هرقدر هم كوچك باشد داراى اجزاى نامحدود است ، يعنى هرقدر آن را تقسيم كنيم باز هم قابل انقسام خواهد بود « 2 » و ازاينرو ، شىء بزرگ مىتواند در آن منطبع شده و هر جزيى
--> ( 1 ) . فصل اول و دوم از بخش يازدهم . ( 2 ) . قابليت انقسام تا بىنهايت يكى از ويژگىهاى امور مادى است كه به واسطهء كميت متصلى كه بر آنها عارض مىشود ، در آنها راه مىيابد .